تبليغاتX
::. خزان .::

خزان

 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

شهریور 1388
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385

 

: پیوندها

 

مجموعه انجمن های فارسی
تنها برای غرورم
در پی اهوی عشق
آوای آزاد
بی تو رو به غروب
لوح فرهنگ و ادب فارسی
افسانه شهر عشق
کدهای خفن جاوا
علی اعرابی
امپراطور عشق
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی هم اما با هم
شهسوار
شعر
ساز جدایی
پرنده تنها
هفت قدم تا تو
خیال الا چیق
بر باد رفته
ساخت لوگو
سرزمین عشق
جک و اس مس
تنهاترین تنها
برناند(بسیار زیبا)
خاک تلخ
هذیون شبانه
مانیها
فروغ فرخ زاد
دانلود اهنگ
روزگار غریبیست نازنین
کتاب بزرگان
خاطرات یک دانشجوی کامپیوتر
من و سایه ام..
::.

 

: موسیقی

 


 


IransBs.com

:لوگوی دوستان

 







 برنانت

 
 
باد ما را با خود خواهد برد
در شب كوچك من افسوس
باد با برگ درختان ميعادي دارد
در شب كوچك من دلهره ويرانيست
گوش كن
وزش ظلمت را ميشنوي؟
من غريبانه به اين خوشبختي مي نگرم
من به نوميدي خود معتادم
گوش كن
وزش ظلمت را ميشنوي ؟
در شب اكنون چيزي مي گذرد
ماه سرخست و مشوش
 و بر اين بام كه هر لحظه در او بيم فرو ريختن است
 ابرها همچون انبوه عزاداران
لحظه باريدن را گويي منتظرند
لحظه اي
و پس از آن هيچ .
پشت اين پنجره شب دارد مي لرزد
و زمين دارد
باز ميماند از چرخش
پشت اين پنجره يك نا معلوم
نگران من و توست
اي سراپايت سبز
دستهايت را چون خاطره اي سوزان در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسي گرم از هستي
به نوازش هاي لبهاي عاشق من بسپار
باد ما را خواهد برد
باد ما را خواهد برد

| +| نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385 توسط setareh  http://razedeldar.blogfa.com/post-21.aspx">ارسال به یک دوست
 
از صدای سخن عشق...

زمان نمي گذرد عمر ره نميسپرد
صداي ساعت شماطه بانگ تكرار است
نه شب هست و نه جمعه
نه پار و پيرار است
جوان و پير كدام است زود و دير كدام است ؟؟؟
اگر هنوز جوان مانده اي به آن معناست
كه عشق را به زواياي جان صلا زده اي

...
ملال پيري اگر ميكشد تو را پيداست
كه زير سيلي تكرار
دست و پا زده اي

...
زمان نمي گذرد
صداي ساعت شماطه بانگ تكرار است
خوشا به حال كسي
كه لحظه لحظه اش از بانگ عشق سرشار است...
 

| +| نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385 توسط setareh  http://razedeldar.blogfa.com/post-20.aspx">ارسال به یک دوست
 
عشق
تصور کن:
درختانی در مه فرو رفته را
با انتهایی ناپیدا
و با آبشاری که دعوتت می کند
تا برهنه شوی
خودت را ميان امواجش پرت کنی
و بی اراده
با جریانش
راهی شوی
به سویی که ....
همه نا آشنائی است!

شاید سرت به سنگ بخورد
شايد سفری رويائی در پيش رويت باشد
شايد در میانه راه کوفته و درهم شوی
شاید هم نشوی
شاید
شاید
و بسا شايد های ديگر

اما اگر زنده بمانی
چیزی بزرگ به دست آورده ای:
خاطره ای خوش
از یک ماجراجویی گیج کننده!

و تابلوی همين طبیعت است،
عشق:
با دعوتی که
انتهايش را نمی توان گمانه زد.


| +| نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385 توسط setareh  http://razedeldar.blogfa.com/post-19.aspx">ارسال به یک دوست
 
ای همیشه خوب....

ماهي هميشه تشنه ام
در زلال لطف بيكران تو
مي برد مرا به هر كجا كه ميل اوست
موج ديدگان مهربان تو
زير بال مرغكان خنده ها ت
زير آفتاب داغ بوسه هات
اي زلال پاك
جرعه جرعه جرعه مي كشم ترا به كام خويش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو
اي هميشه خوب
اي هميشه آشنا
هر طرف كه مي كنم نگاه
تا همه كرانه ه اي دور
عطر و خنده و ترانه مي كند شنا
در ميان بازوان تو
ماهي هميشه تشنه ام
اي زلال تابناك
يك نفس اگر مرا به حال خود رها كني
ماهي تو جان سپرده روي خاك

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه 11 مهر1385 توسط setareh  http://razedeldar.blogfa.com/post-18.aspx">ارسال به یک دوست
 

من از چشمان خود آموختم رسم محبت را

 

که هرعضوی به درد آیدبه جایش دیده میگرید

 

| +| نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385 توسط setareh  http://razedeldar.blogfa.com/post-17.aspx">ارسال به یک دوست
 


This Template Designed By  hadi_x7
> All Rights Reserved